چهار شنبه , 12 دسامبر 2018
صفحه اصلی » آموزش زبان انگلیسی » اصطلاحات زبان انگلیسی و معادل آن در فارسی
دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی لغت نامه دهخدا


کلاس فن بیان آموزش آنلاین زبان انگلیسی
 

 
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

اصطلاحات زبان انگلیسی و معادل آن در فارسی

Untitled-3

دانلود نسخه قابل چاپ اصطلاحات زبان انگلیسی و معادل آن در فارسی

Adversity often leads to prosperity

پایان شب سیه سپید است

Nobody can catch up with him

کسی به پاش نمیرسه

He was framed

پراش پاپوش دوختند

To harass somebody

پا پیچ کسی شدن

to over power somebody

کسی را از پا در آوردن

Don’t brown nose

چاپلوسی نکن

If I get my hands on him

اگر دستم بهش برسه

The brain drain

فرار مغزها

I wash my hands of you

ازت ناامید شدم

You can not make fool of me

نمی تونی منو گول بزنی

Are you out of your mind

زده به سرت؟

Stay tight

قوی باش

A big head has a big ache

هر که بامش بیش برفش بیشتر

Be my guest

مهمون من باش

No pain, No gain

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

She missed the point

تیرش به سنگ خورد

Every beginning is hard

هر کاری اولش سخته

Let get this off my chest

بذار حرف دلمو برات بگم

Tit for tat

این به اون در

I am all eyes

چهار چشمی مراقبتم

I got a call from Mom

مامان باهام تماس گرفت

Behind the bars

پشت میله های زندان

No news is Best news

بی خبری ، خوش خبری است

What is eating you

چی ناراحتت میکنه؟

Nice shoes

کفشای قشنگین

The early bird catches the worm

سحرخیز باش تا کام روا شوی

Can I have your word on it

میتونم رو قولت حساب کنم؟

My hair sootd on end

مو به تنم سیخ شد

My condolences

تسلیت میگم

Stop playing innocent

خودت رو به موش مردگی نزن

Leave it to me

بسپرش به من

Do you follow me

متوجه عرایضم هستید؟

Don’t get fresh with me.

پر رویی نکن!”

He’s a fair weather friend

رفیق نیمه راهه

I got cold feet

دستپاچه شدم

Don’t take it out on me

دق و دلیت رو سر من خالی نکن

What would you do if you were in my position

اگر جای من بودی چیکار میکردی؟

Shake a leg

عجله کن

Don’t take your nose into my affair

تو کار من دخالت نکن

joking apart

از شوخی گذشته

I will eat my hat

اسممو عوض میکنم

This is the limit.

دیگه شورش در آمده

Don’t get my monkey up

روی سگ منو بالا نیار

I was absolutely infuriated

کارد میزدی خونم در نمیومد

East or west , home’s best

هیج جا بهتر از خونه خود ادم نمیشه

There are wheels within wheels

کاسه ای زیر نیم کاسه است

A fusspot

آدم بهانه گیر و ایراد گیر

I was tiptoe with excitement

از روی هیجان روی پا بند نمی شدم

To incite someone

زیر پای کسی نشستن

Hear me out first

اول گوش کن ببین چی می گم

Don’t be shy! Speak your heart

خجالت نکش ! حرف دلت رو بزن

I lay all the cards on the desk

من باهات رو راستم

No laughing matter

خنده نداره

The damage is done

کار از کار گذشته

He came running

با کله اومد

Enough is enough

بس کن دیگه

گردآورنده : مسعود علوی مقدم

دانلود نسخه قابل چاپ اصطلاحات زبان انگلیسی و معادل آن در فارسی

یک نظر

  1. پريوش

    THANK YOU SO MUCHHHHHHHHHHHH.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

css.php