سه شنبه , 24 آوریل 2018
صفحه اصلی » اصطلاحات و ضرب المثل های انگلیسی » اصطلاحات کاربردی انگلیسی
دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی لغت نامه دهخدا


کلاس فن بیان آموزش آنلاین زبان انگلیسی
 

 
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

اصطلاحات کاربردی انگلیسی

دانلود نسخه قابل چاپ اصطلاحات کاربردی انگلیسی

تعداد قابل توجهی از اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی را ارائه میدهم سعی کنید به عنوان یک تنوع در آموزش های خود این اصطلاحات (Idioms) را مرور کنید و فرا بگیرید.

برای تسلط کامل به زبان انگلیسی لازم است شما علاوه بر دانستن گرامر ، برای درک متون و مخصوصا بهبود مکالمات خود با اصطلاحات زبان انگلیسی آشنا باشید و بتوانید آز آنها استفاده کنید. در این پست ۵۲ اصطلاح انگلیسی برای شما زبان آموزان عزیز قرار میدهم.

در حقیقت As a matter of fact
به عنوان یک توریست As a tourist
تا آنجا که من می دانم As far as I know
همان طور که بهت گفتم As I told you
طبق معمول As usual
همان طور که می دانی As you know
هر طور راحت تری As you please
به هر قیمتی که شده At any cost
در نگاه اول At first appearance
بالاخره پدرش راضی شد At last her dad went along with that
در سن نه سالگی At the age of nine
در حال حاضر ، اکنون ، حالا At the moment
بزن به چاک ، برو پی کارت Away with you
مراقب باش ، مواظب باش Be careful
راحت باش (باشید) ، آسوده باش Be comfortable
خونسرد باش Be cool
صبور باش Be patient
مودب باش Be polite
ساکت باش Be quiet
مختصر ، توضیح بدهید Be short in your remarks
ساکت باش Be silent
مُفید باش Be useful
آب از آسیاب افتادن Become free of danger
چه باور کنی چه نکنی Believe it or not
اگر در پارک یکدیگر را ببینیم بهتر است Better if we meet in the park
بهتر است که دیر بشه تا اصلا نشه Better late than never
بهتر است (مشاجره را ) تمومش کنیم Better to cut it
مَرد که گریه نمی کنه Big boys don’t cry
زبانت را گاز بگیر Bite your tongue
هر دوتا تون ، هر دو ی شما Both of you
پراکنده شوید Break up
حساب حسابِ کاکا برادر Business is business
ولی از آن گذشته But that aside
اما از طرفی هم زیاد بی ربط نمی گویید But, then again you are not too far
کَره از شیر ساخته می شود Butter is made from milk
دیگه حرف نزن Button your lip
هوایی ، از طریق هوا By air
بر حسب اتفاق By any chance
شانسی ، اتفاقی By chance
از روی علاقه ، قبلا By heart
زمینی By land
اشتباها By mistake
ابدا ، به هیچ وجه ، به هیچ طریق (وسیله) By no means
دریایی ، از طریق دریا By sea
به لطف خدا By the grace of God
راستی By the way
به من زنگ بزن Call me back
لغو کردن ، کنسل کردن Call of
می تونم روت حساب کنم؟ ? Can I count on you
می تونم برسونمت ؟ (با ماشین) ?Can I give you a lift
می تونم برسونمت؟ ( با موتور یا دوچرخه) ?Can I give you a ride
می تونم پیغام بگذارم؟ ?Can I leave a message

دانلود نسخه قابل چاپ اصطلاحات کاربردی انگلیسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

css.php