چهار شنبه , 21 ژوئن 2017
صفحه اصلی » اصطلاحات و ضرب المثل های انگلیسی » ضرب المثل های فارسی با ترجمه انگلیسی
دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی لغت نامه دهخدا


کلاس فن بیان آموزش آنلاین زبان انگلیسی
 

 
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

ضرب المثل های فارسی با ترجمه انگلیسی

دانلود نسخه قابل چاپ ضرب المثل های فارسی با ترجمه انگلیسی

ضرب المثل

ضرب المثلها در رساندن مفهوم نقش بالایی دارند. چه بسا استفاده آنها در مکالمات انگلیسی خود نه تنها باعث جذابیت بیشتر میشود بلکه باعث فهم بیشتر مخاطب شما خواهد شد.

ضرب المثلها بخش مهمی از فرهنگ و زبان یک ملت را شامل می شوند و اغلب به شکل یک نثر کوتاه بیان می شوند و استفاده از آنها در گفتار و شنیدار موجب جذاب تر شدن آنها می شود.


First catch your hare, then cook him

مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید


To run with the hare and hunt with the hounds

یکی به میخ و یکی به نعل زدن


To carry coals to Newcastle

زیره به کرمان بردن


To go with the stream

همرنگ جماعت شدن


To move heaven and Earth

آسمان را به زمین دوختن


Physician, heal thyself

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی


To milk the ram

آب در هاون سائیدن


Spare the rod and spoil the child

کسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زد


The shoemaker’s wife goes the worst shod

کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد


Half a loaf is better than no bread

کاچی به از هیچ چیز است


When in Rome, do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو


To get out of bed on the wrong side

از دنده چپ برخاستن


There is honour among thieves

سگ سگ را نمی خورد


One should not look a gift horse in the mouth

دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند


Strike while the iron is hot

تا تنور گرم است باید نان پخت


One swallow does not make summer

با یک گل بهار نمی شود


Light come, light go

باد آورده را باد می برد


His bread is buttered on both sides

نانش در روغن است


He is a button short

یک تخته اش کم است


To put the cart before the horse

سرنا را از ته گشاد آن زدن


To dance to a person’s tune

به ساز کسی رقصیدن


 Bargain is bargain

حساب حساب است، كاكا برادر


nothing ventured, nothing gained

نابرده رنج گنج میسر نمیشود


He is a dog in the manager

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد


Like water off a duck’s back

چون گردکان بر گنبد


Like a duck in thunderstorm

مثل خر در گل مانده


All is well that ends well

شاهنامه آخرش خوش است


Birds of a feather flock together

کبوتر با کبوتر باز با باز


To bite a file

آب در هاون سائیدن


To have a finger in every pie

نخود هر آشی بودن


His fingers are all thumbs

دست و پا چلفتی است


no news is good news

بی خبری خوش خبری است


To pour oil on the fire

آتش را دامن زدن


There is no smoke without fire

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها


Don’t bite the hand that feeds you

نمک خوردی نمکدان مشکن


To fall from the frying pan into the fire

از چاه درآمدن و در چاله افتادن


A burnt child dreads the fire

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

دانلود نسخه قابل چاپ ضرب المثل های فارسی با ترجمه انگلیسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

css.php