چهار شنبه , 21 ژوئن 2017
صفحه اصلی » لغات زبان انگلیسی (vocabulary) » لغات و اصطلاحاتی سیاسی و خبری در انگلیسی
دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی لغت نامه دهخدا


کلاس فن بیان آموزش آنلاین زبان انگلیسی
 

 
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

لغات و اصطلاحاتی سیاسی و خبری در انگلیسی

 02 News Teaser 500x334_43

دانلود نسخه قابل چاپ لغات و اصطلاحاتی سیاسی و خبری در انگلیسی

 

لغات و اصطلاحاتی وجود دارند که در خواندن وشنیدن متون سیاسی و خبری به ما کمک میکنند. با یاد گرفتن این لغات و اصطلاحات به درک بهتری از متنهای خبری و سیاسی انگلیسی میرسیم. 

 

 

بخش اول

 

10 Article resolution قطعنامه 10 ماده ای
abductor آدم ربا
abortive attempt تلاش نافرجام
abortive coup کودتای نافرجام
abrogation لغو
abstain امتناع کردن
Abuse سوء استفاده کردن
accommodate سازش کردن
Address خطاب کردن
aftermath زمان بعد از…
Air Field فرودگاه نظامی
Air Supremacy سیادت هوایی
air-craft carrier ناو هواپیما بر
alleged اظهار نشده
allocate اختصاص دادن
ally متحد
annihilate نابود کردن
appeal درخواست
approval مصوبه، تصویب
aquatic مربوط به آبزیان
Arbitrary detention without trial بازداشت خودسرانه بدون محاکمه
Arbitration Body هیات حل اختلاف
archeologist باستان شناس
armed division لشکر زرهی
arrest warrant حکم بازداشت
artillery fire آتشبار
aspiration and tendencies آمال و گرایشها
atrocity قساوت
attaining دستیابی
authorize اختیار/مجوز داشتن
balance of trade تراز تجاری
bar abortion منع سقط جنین
barrack سرباز خانه
barrage رگبار، حمله مداوم
battenian گردان
beef up تقویت کردن
bereft بی بهره بودن
beseige محاصره کردن
bewilder مات و مبهوت
bias طرفداری
bloc اتحادیه
bomb installation جاسازی بمب
Boost تقویت کردن
Border Conflicts (Clashes) درگیریهای مرزی
border patrols مرزبانان
bribery رشوه خواری
brigade تیپ
brutality وحشی گری، بی رحمی
budget deficit کسر بودجه
bypass نادیده گرفتن

——————————————————————————————–

 

بخش دوم

 

Cabinet Reshuffle ترمیم کابینه
cadet دانشجوی دانشگاه افسری
callous پینه
capital punishment حکم اعدام
carrot and stick policy سیاست زور و چماق
catastrophe فاجعه
catastrophy فاجعه آمیز
categoricly تلویحا
centerfuge گریز از مرکز
chaos هرج و مرج
chief of staff رییس ستاد
cicil servants کارکنان دولت
cite نقل کردن
civil service خدمات دولتی
civilian غیر نظامی
cluster bomb بمب خوشه ای
coalition ائتلاف
coalition government دولت ائتلافی
coincide متقارن شدن
collective همگانی
Colonial States کشورهای وابسته
combat مقابله کردن
commit مرتکب شدن
commonality وجه اشتراک
commute sentence تخفیف در مجازات/محکومیت
compassionate علاقه داشتن
compile تالیف کردن
comply with مطابق بودن با
comrade هم قطار
concentration camp اردوگاه کار اجباری
condemn محکوم کردن
conservative محافظه کار
constituent موسس
constitution قانون اساسی
contamination آلودگی
continent قاره
contingency planning طرحهای احتمالی
contrast negotiations مذاکرات متناقص
contribution کمک، همکاری
corps قشون
counter attack ضد حمله
covert پنهانی
crossfire آتش متقابلپ
crucial حیاتی، سرنوشت ساز
Crusade جنگ صلیبی
culminate منجر شدن
curricula برنامه های آموزشی
darmatic changes تغییرات فاحش
death sentence حکم اعدام
debate مذاکره کردن
debris آوار
debt قرض، بدهی
deed stricken مقروض
deem اعتقاد داشتن
defend پدافند
delegation گروه نمایندگان
demining operation عملیات مین زدایی
denounce محکوم کردن
department سازمان، وزارتخانه
deplored forces نیروهای اعزامی
Deputy Foreign Minister معاون وزیر امور خارجه
deteriorate تحلیل رفتن
disarm خلع سلاح کردن
disorder بی نظمی
division لشکر
domestic support حمایت داخلی
donor اهدا کننده
double standard policy سیاست دوجانبه
double taxation ملیات مضاعف
Dove رییس جمهور سابق
Down Payment پیش پرداخت
Dress my wound. زخم مرا پانسمان کنید.
drought خشکسالی
duck اسکله، بار انداز
duties (tolls) and taxes عوارض و مالیات

 

——————————————————————————————–

بخش سوم

 

economic balance موازنه اقتصادی
economic gravity وخامت اوضاع اقتصادی
economic viability توجیه اقتصادی
effigy آدمک
egoism خود محور
election defeat شکست انتخاباتی
eliminate از بین بردن
embezzlement اختلاس
Eminant ذاتی
Eminent برجسته
emptiness پوچی
enforce به اجرا گذاشتن
enhance زیاد کردن، بالا بردن
enjoyed by بهره مند از
entrust واگذار کردن
envoy فرستاده
equity تبرئه کردن
era دوران
eradicate برچیدن
erupt فوران کردن
ethnic قومی، بومی
Euphrates فرات
evacuation تخلیه
executive council شورای اجرایی
exercise own right استفاده از حق خود
exercise vigilance هشیار بودن
exotic عجیب و غریب
Expediency Council شورای تشخیص مصلحت
expeditionary اعزامی
expel بیرون راندن
express concern اظهار نگرانی
express satisfaction اظهار رضایت
extremist افراط گرا
fabric پارچه
faction گروهها یا فرقه های سیاسی
fair trail محاکمه منصفانه
felling of guilt احساس گناه
fend for oneself گلیم خود را از آب بیرون کشیدن
finance mechanism ساختاره اعتبار مالی
firmly قاطعانه
foil coup کودتای نافرجام
forum تریبون
freedom movement جنبش آزادی
fringe گرایش
frustrated ناکام، ناامید
-fuge گریز، فرار
fugitive فراری
Full implementation of resolution اجرای کامل قطعنامه
fume treatment plant تصفیه خانه پالایش گاز
futility بیهودگی، بیچارگی

 ——————————————————————————————–

بخش چهارم

 

gap فاصله
gratitude قدردانی
grave sin گناه کبیره
General Persecutor دادستان مدعی العموم
genocide نسل کشی
Global Economy اقتصاد جهانی
good office مساعدت
government of national reconciliation حکومت آشتی ملی
grenade نارنجک
Gross human right violation نقض شدید حقوق بشر
Hague دادگاه لاهه
hail تقدیر کردن
half-brother برادر ناتنی
hand over تحویل دادن، واگذار کردن
harbor پناه دادن
harbor پناهگاه، پناه دادن
harsh sentence محکومیت شدید
haven پناهگاه
HAWK نوعی بمب
high-ranking بلند پایه
hinder جلوگیری کردن، مانع شدن
hit تحت تاثیر قرار گرفتن
holocaust همه سوزی، هولوکاست
homicide قتل نفس
hostage گروگان
hostile activities فعالیتهای ددمنشانه
humiliating تحقیر آمیز
humiliation آزار و اذیت
illicit ممنوع، غیر قانونی
Illiteracy Campaign مبارزه با بی سوادی
illusion توهم
imminent فوری
impact تاثیر منفی
impartial بی طرف
impeachment استیضاح
implement اجرا کردن
impoverished فقیر
in exile در تبعید
inauguration ceremony مراسم افتتاحیه
incorporate گنجاندن
incursion حمله ناگهانی، شبیخون
inevitable اجتناب ناپذیر
infantry division لشکر پیاده
infiltrate نفوذ کردن
inflation and recession تورم و رکود
initiative اقدام
inner corrosion خوردگی درونی
institutionalize برپا ساختن
insurance coverage حق بیمه
integration ادغام
Intelligence اطلاعات
Interim Government دولت موقت
International Bodies (Circles) محافل بین المللی
International Monitors ناظران بین المللی
intrude مداخله کردن

 ——————————————————————————————–

بخش پنجم

 

 

jeopardize به خطر انداختن
jubilation شادمانی بسیار، شعف
Jury Panel هیات منصفه
justification توجیه
large scale گسترده
lay off اخراج کردن
Left Wing جناح چپ
life of prisonment حبس ابد
life sentence حبس ابد
liquid rock and ash مواد مذاب و خاکستر
Listening Post ایستگاه شنود
lobby گروه فشار
long-range canon توپخانه دوربرد
loyalty وفاداری
lunch an attack شروع حمله
make announcement اطلاع دادن
make unreasonable demand خواسته نامعقول داشتن
Man Mine مین ضد نفر
manslaughter قتل غیر عمد
mass destruction کشتار جمعی
member countries کشورهای عضو
mentally scarred زخم روحی
meritocracy جرگه سالاری
military coup کودتای نظامی
Mine Field میدان مین
misdirected گمراه
miserable بدبختی
moderate میانه رو
mortar fire آتش خمپاره
Mutiny was nipped in the bud. شورش (سربازان) در نطفه خفه شد.
mutual respect احترام متقابل
National Front جبهه ملی
night cowering in shelter از ترس در پناهگاه پنهان شدن
non-aligned بی طرف
Non-proliferation Treaty معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای
nucleus مرکز
on condition of anonymity به شرط فاش نشدن نام
open session جلسه علنی
oppressed people مردم مستضعف
out break شیوع، آغاز ناگهانی

 ——————————————————————————————–

بخش ششم

 

P.K.K جبهه میهنی کردستان
panic stricken هراس زده
parade رژه
participant شرکت کننده
pave the way هموار کردن راه
penal servitude زندان با اعمال شاقه
petrol bomb کلوتوف مولوتوف
pivot محور اصلی
plague مصیبت، طاعون
plant نیروگاه
plant bomb بمب گذاری
plant mine مین گذاری
Police Post پاسگاه پلیس
political consciousness آگاهی سیاسی
Polling Booth صندوق اخذ رای
Polling Station ایستگاه اخذ رای
poppy خشخاش
pose ایجاد کردن
pour فرستادن
power plant نیروگاه برق
Persecutor Lawyer دادستان
preside over ریاست داشتن
Presidential nominating Convention کنوانسیون نامزدی ریاست جمهوری
priority حق تقدم
projects were lunched پروژه ها به اتمام رسید.
protégé regime رژیم دست نشانده
proven مسلم
provisional government دولت ائتلافی
provoke برانگیختن
public radio رادیو عمومی
puppet regime رژیم دست نشانده
real estate transaction معامله املاک
reap برداشت محصول
rebellions شورشیان
rebuff امتناع
recession رکود
rector scale در مقیاس ریشتر
redress ترمیم کردن
regiment هنگ
reinstate اعاده
relentless مداوم، پیگیر
reluctance بی میلی، رویگردانی
remedial اصلاحی
remorse نفرت
remove someone from power خلع قدرت کردن
renovation بازسازی
replete with سرشار از… بودن
repulsive دافعه
rescue worker نیروی امداد
rescuer نیروی امداد
restore calm برقراری آرامش
restore order برقراری نظم
restore peace برقراری صلح
restraint خودداری، کنترل
resume talks از سر گیری گفتگوها
revenge انتقام
revival احیا، تجدید
Right Wing جناح راست
rival رقیب
rotating دوره ای
run idle درجا کار کردن

 ——————————————————————————————–

بخش هفتم

 

sack اخراج کردن
sanctuary پناه دادن، پناهگاه
savage oppression رفتار خصمانه
scandal رسوایی
Scar جای زخم (سوختگی)
schedule منظور کردن
scholastic آموزشی
scold سرزنش کردن
scourge جراحت
search warrant حکم تفتیش
sect فرقه مذهبی
seek asylum درخواست پناهندگی سیاسی
seek international support درخواست کمکهای بین المللی
seizure تصرف
self esteem عزت نفس
self respect عزت نفس
serve the interest تامین کردن منافع
setback توقیف
sewage treatment plant تصفیه خانه فاضلاب
shadow Government دولت سایه
shantytown گدا محله، بیغوله
shrapnel ترکش خمپاره
shell گلوله توپ
shore up محکم کردن
short fall کسری
sleight مهارت
slight تحقیر
sniper تک تیر انداز
Social Justice عدالت اجتماعی
soil treatment بهینه سازی خاک
solidarity همبستگی
solidarity confinement زندان تک سلولی
solidarity movement جنبش همبستگی
spread of violence گسترش خشونت
Squad جوخه
squandering تلفات
state radio رادیو دولتی
stealth دزدکی
stock pile ذخیره
streamline موثر کردن
strive کوشش کردن
sustain attack حمله بی وقفه
sweep mine مین روبی
tactical retreat عقب نشینی تاکتیکی
take a back پا عقب گذاشتن به نفع کسی
take major steps برداشتن گامهای موثر
take over غلبه کردن
Tank operator اپراتور تانک
taper باریک شدن
Tax Collection Bill لایحه جمع آوری مالیات
tension تنش
tenure دوره
term دوره
thorough به طور کامل
Tigress دجله
to be slated نامزد شدن
to further افزایش دادن
to raid a war to lunch جنگ برانگیختن
Top Figures شخصیتهای اصلی
track down فروپاشی
treason خیانت
troop carrier نفربر
Truce صلح موقت
Truce and Reconciliation Committee کمیته صلح و آشتی
U.S legislation کنگره امریکا
uncompromising سازش ناپذیر
uncover کشف کردن
under the pretext of به بهانه
undeserved شایسته نبودن
unequal distribution of wealth توزیع نابرابر ثروت
unprecedented بی سابقه
untreated water آب تصفیه نشده
invulnerable آسیب ناپذیر
unworthy بی ارزش
upgrade بهبود، پیشرفت
upheaval آشوب
uproot ریشه کن کردن
upset به هم زدن، اختلال
urge ترغیب کردن
verdict from competent court احکام صادره از طرف دادگاه صالحه
Verify صحت چیزی را تایید کردن
viable قابل اجرا
volatile بی ثبات
War is imminent. جنگ قریب الوقوع (متصور) است.
war shattered جنگ زده
war torn جنگ زده
war-criminal court دادگاه جنایات جنگی
water treatment plant تصفیه خانه آب
weapon inspection بازرسی تسلیحاتی
welfare رفاه
wiping out پاک کردن
withdraw عقب نشینی
Wrap up session جلسه اختتامیه
   

 

 

 

 

Cabinet Reshuffle ترمیم کابینه
cadet دانشجوی دانشگاه افسری
callous پینه
capital punishment حکم اعدام
carrot and stick policy سیاست زور و چماق
catastrophe فاجعه
catastrophy فاجعه آمیز
categoricly تلویحا
centerfuge گریز از مرکز
chaos هرج و مرج
chief of staff رییس ستاد
cicil servants کارکنان دولت
cite نقل کردن
civil service خدمات دولتی
civilian غیر نظامی
cluster bomb بمب خوشه ای
coalition ائتلاف
coalition government دولت ائتلافی
coincide متقارن شدن
collective همگانی
Colonial States کشورهای وابسته
combat مقابله کردن
commit مرتکب شدن
commonality وجه اشتراک
commute sentence تخفیف در مجازات/محکومیت
compassionate علاقه داشتن
compile تالیف کردن
comply with مطابق بودن با
comrade هم قطار
concentration camp اردوگاه کار اجباری
condemn محکوم کردن
conservative محافظه کار
constituent موسس
constitution قانون اساسی
contamination آلودگی
continent قاره
contingency planning طرحهای احتمالی
contrast negotiations مذاکرات متناقص
contribution کمک، همکاری
corps قشون
counter attack ضد حمله
covert پنهانی
crossfire آتش متقابلپ
crucial حیاتی، سرنوشت ساز
Crusade جنگ صلیبی
culminate منجر شدن
curricula برنامه های آموزشی
darmatic changes تغییرات فاحش
death sentence حکم اعدام
debate مذاکره کردن
debris آوار
debt قرض، بدهی
deed stricken مقروض
deem اعتقاد داشتن
defend پدافند
delegation گروه نمایندگان
demining operation عملیات مین زدایی
denounce محکوم کردن
department سازمان، وزارتخانه
deplored forces نیروهای اعزامی
Deputy Foreign Minister معاون وزیر امور خارجه
deteriorate تحلیل رفتن
disarm خلع سلاح کردن
disorder بی نظمی
division لشکر
domestic support حمایت داخلی
donor اهدا کننده
double standard policy سیاست دوجانبه
double taxation ملیات مضاعف
Dove رییس جمهور سابق
Down Payment پیش پرداخت
Dress my wound. زخم مرا پانسمان کنید.
drought خشکسالی
duck اسکله، بار انداز
duties (tolls) and taxes عوارض و مالیات

  

دانلود نسخه قابل چاپ لغات و اصطلاحاتی سیاسی و خبری در انگلیسی

تهیه و تنظیم: ریحانه رضایی

آخرین ورودی ها

  • اخبار انگلیسی با متن و ترجمه
  • اخبار انگلیسی با ترجمه فارسی
  • لغات پر کاربرد اخبار انگلیسی سیاسی
  • متن های سیاسی به زبان انگلیسی

3 نظر ها

  1. بهار

    میشه بگین شعار و شعار زدگی چی میشه ؟؟؟؟

  2. رضا

    سلام من دارم انگلیسی رو بوسیله اخبار یاد میگیرم لغاتی که در اخبار روزنامه واخبار تلویزیون استفاده میشه کمی فرق دارد و لغات روزنامه کمی رسمی ترند لطفا بفرمایید منبع لغاتتون کدوم مورده

  3. admin2

    سلام اکثر لغات تقریبا مشترک هستند شما برای یادگیری کامل نیاز به هردوی آنها دارید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

css.php

 مدیریت ارشد اجرایی پیشرفته (MBA)

با مدرک مورد تایید وزارت علوم ,تحقیقات و فناوری و قابل ترجمه رسمی

 مدیریت حرفه ای کسب و کار پیشرفته (DBA)
دوره دکتری حرفه ای کسب و کار

با مدرک مورد تایید وزارت علوم ,تحقیقات و فناوری و قابل ترجمه رسمی

آخرین ورودی ها

  • اخبار انگلیسی با متن و ترجمه
  • اخبار انگلیسی با ترجمه فارسی
  • لغات پر کاربرد اخبار انگلیسی سیاسی
  • متن های سیاسی به زبان انگلیسی