چهار شنبه , 21 ژوئن 2017
صفحه اصلی » اصطلاحات و ضرب المثل های انگلیسی » 40 اصطلاح روزمره در مکالمات ضروری انگلیسی
دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی لغت نامه دهخدا


کلاس فن بیان آموزش آنلاین زبان انگلیسی
 

 
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

40 اصطلاح روزمره در مکالمات ضروری انگلیسی

دانلود نسخه قابل چاپ ۴۰ اصطلاح روزمره در مکالمات ضروری انگلیسی

در این پست 40 اصطلاح ضروری و رایجی که در مکالمات روزمره زبان انگلیسی کاربرد دارد به همراه ترجمه فارسی و مثال ارائه گردیده است.

1. What’s up?

چه خبره؟

There are lots of rumors about you and Jennifer. What’s up?

شایعات زیادی در مورد تو و جنیفر هست. چه خبره؟


2. What’s new?

تازه چه خبر؟ (چه خبرا)

Ok, old buddy. What’s new?

خوب رفیق قدیمی، چه خبرا؟


3. What’s bring you here?

چه عجب از این طرفا؟ شما کجا اینجا کجا؟

Hello. What a surprise? What brings you here?

سلام. چه سورپرایزی؟ چه عجب از این طرفا؟


4. Long time, no see.

خیلی وقته همدیگر را ندیده ایم. (پارسال دوست امسال آشنا)

Hi, Joe. Long time, no see. I haven’t seen you in ages.

سلام، جو. پارسال دوست، امسال آشنا. خیلی وقته ندیدمت


5. Take a nap

چرت زدن

I usually take a nap after lunch.

معمولا بعد از ناهار یه چرتی می زنم.


6. No sweat (No problem)

مشکلی نیست. نگران نباش

Of course you can use my car. No sweat.

البته که می تونی از ماشین من استفاده کنی. مشکلی نیست.


7. Knock on wood.

بزن به تخته، بزنم به تخته

You haven’t changed a bit after so many years, knock on wood!

بعد از این همه سال اصلا عوض نشدی، بزنم به تخته!


8. Suit yourself.

راحت باش، هر طور که راحتی

If you don’t want to come with me, it’s ok. Suit yourself.

اگر نمی خواهی با من بیایی، اشکالی نداره. راحت باش.


9. Nice job! / Good work!

کارت خوب بود، خسته نباشی، دستت درد نکنه

I really enjoyed your class. Nice job!

واقعا از کلاستان لذت بردم. خسته نباشید.


10. Never mind!

بیخیال، ولش کن

A: I’m sorry you failed you exam.

B: Never mind

متأسفم در امتحان رد شدی

بیخیال!


11. Dig in!

بزن تو رگ، بزن به بدن

Ok. Dinner’s ready. Dig in!

خوب شام حاضره، بزن تو رگ.


12. It sucks.

بیخوده، به درد نمیخوره

I can’t eat this sandwich. It sucks.

نمی تونم این ساندویچ را بخورم. بیخوده


13. Don’t give me that!

این حرفا سرم نمیشه، واسه من دروغ سرهم نکن

Don’t give me that! I wasn’t born yesterday.

واسه من دروغ سرهم نکن. من بچه نیستم.


14. He doesn’t give a damn about it.

عین خیالش نیست.

He’s failed the exam again but he doesn’t give a damn about it?

امتحان را دوباره رد شده ولی عین خیالش نیست.


15. Step on it.

بجنب، یالا، گاز بده، زودتر

I want you to send all these emails, and step on it.

میخوام همه این ایمیلها را بفرستی، بجنب!


16. Or else

والا، وگرنه

Go away or else I’ll call the cops.

برو پی کارت والا پلیس را خبر می کنم.


17. Take it easy!

سخت نگیر!

Take it easy, pal. It’s no big deal.

سخت نگیر رفیق. چیز مهمی نیست.


18. No big deal

مسئله مهمی نیست، خیالی نیست، مشکلی نیست

A: I’m sorry. I bumped into your car

B: It’s just a scratch. No big deal.

ببخشید. زدم به ماشینت

فقط یک خراشه. چیز مهمی نیست.


19. So much the better.

چه بهتر

A: John said he can’t come with us.

B: So much the better.

جان گفت نمی تواند با ما بیاید.

چه بهتر


20. over my dead body.

مگر از روی جنازه (نعش) من رد شوی

A: we’ve all decided to sell this house to a developer.

B: Over my dead body.

ما همگی تصمیم گرفته ایم این خانه را به یک بساز بفروش، بفروشیم

مگر از روی نعش من رد شوید.


21. Knock it off! / Cut it out!

بسه دیگه، حرف نزن دیگه، دهنتو ببند.

Knock it off! I can’t take it anymore.

بسه دیگه. بیش از این تحملش را ندارم.


22. just in case / to be on the safe side

محض احتیاط

Take an umbrella with you, just in case

با خودت یک چتر بردار، محض احتیاط.


23. Out of the question

غیر ممکنه

The bill is on me. I won’t let you pay. It’s out of the question.

صورتحساب پای منه. نمی ذارم تو پول بدی. غیر ممکنه


24. Act your age.

مطابق سنت رفتار کن

You’re not a kid anymore. Act your age.

تو دیگه بچه نیستی، مطابق سنت رفتار کن


25. Mind your own business!

سرت به کار خودت باشه!

Hey, busybody, mind your own business.

آهای فضول، سرت به کار خودت باشه.


26. Why don’t you go about your business?

چرا نمیری پی کارت؟

We don’t need you here. Why don’t you go about your business?

اینجا به تو احتیاجی نداریم. چرا نمیری پی کارت؟


27. A pack of lies

یه مشت دروغ

Cut it out! I don’t believe you. You’re giving me a pack of lies

بسه دیگه! حرفاتو باور نمی کنم. داری یه مشت دروغ تحویل من میدی.


28. Hit the sack / hay

خوابیدن

I can’t stay up anymore. I’m gonna hit the sack.

دیگه نمی تونم بیدار بمونم. میخوام برم بخوابم.


29. (It’s a) deal.

قبوله، باشه، موافقم.

A: Ok. You go your way and I’ll go mine. Deal?

باشه، تو راه خودته برو منم راه خودمو میرم. قبوله؟


30. Get off my back!

دست از سرم بردار، راحتم بزار، اینقدر گیر نده

Stop picking on me. Get off my back!

اینقدر به من گیر نده، دست از سرم بردار!


31. Believe it or not

باور کنی یا نه، باور بشه یا نشه

Believe it or not, you’re the only guy I trust.

باور بشه یا نه، تو تنها آدمی هستی که بهش اعتماد دارم.


32. Kick the bucket

غزل خداحافظی را خواندن، مردن

I wanna see the world before I kick the bucket.

دلم می خواد قبل از آنکه غزل خداحافظی را بخونم دنیا را ببینم.


33. Have a sweet tooth

شیرینی خور بودن، به شیرینی علاقه داشتن

I have a sweet tooth. I can’t help eating candy.

من شیرینی خورم. نمی توانم جلوی شیرینی خوردنم را بگیرم.


34. Dressed to kill

خیلی شیک کردن، (لباس هایت منو کشته)

You’re dressed to kill. Where are you going?

خیلی شیک کردی. کجا می خوای بری؟


35. Hate sb’s guts

چشم دیدن کسی را نداشتن، خیلی متنفر بودن

I know why she didn’t invite me. She hates my guts.

می دانم چرا مرا دعوت نکرد. چشم دیدنم را نداره


36. Pet hate

چیزی که از آن متنفریم

My pet hate is having to stand in line.

چیزی که ازش متنفرم اینه که مجبور بشم تو صف بایستم.


37. Kick sb out

اخراج کردن، با لگد بیرون انداختن

If I’m late for work one more time, my boss will kick me out.

اگر یه دفعه دیگه دیر سر کارم برم، رئیسم با لگد بیرونم می کنه.


38. Get a move on!

بجنب، تکون بخور

We can’t wait all day for you. Get a move on!

نمی تونیم کل روز را منتظر باشیم. تکون بخور.


39. Get busy!

شروع به کار کردن

Let’s get busy and paint the apartment.

بیا شروع کنیم به کار و آپارتمان را رنگ کنیم.


40. Easy does it!

یواش، احتیاط کن

Be careful with that glass vase. Easy does it!

مواظب آن گلدان بلور باش. احتیاط کن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

css.php